رقیب خوب
وقتی برای کاری ، رقیب پیدا می شود ، چند کار می توان انجام داد :
· می توان بیخیال رقیب شد و به همان کار ادامه داد .
· می توان بیخیال بازار شد و کار دیگری را انتخاب کرد .
· می توان با انواع روش های ناجوانمردانه ، رقیب را از پا در آورد !
· و می توان با برنامه ریزی بهتر و قدرت بیشتری به کار ادامه داد .
داشتن رقیب خوب ، همیشه یکی از عوامل پیشرفت سازمان ها بوده .
وقتی اپراتور های دوم و سوم تلفن همراه به بازار آمدند ، اپراتور اول مخابراتی کشور ، خدمات بهتری را ارائه داد .
وقتی بانک های خصوصی ایجاد شدند و خدمات بهتری را با احترام بیشتری به مشتریانشان ارائه دادند ، بانک های دولتی هم در روند ها و برخورد هایشان تجدید نظر کردند و بهتر شدند .
در سازمان های خصوصی هم وقتی یک رقیب خوب پیدا می شود ، آنها مجبور می شوند خدمات بهتری ارائه دهند .
منظور من از رقیب خوب ، رقیبی است که اصول کار را بداند و رعایت کند . با برنامه باشد و بتوان او را یک خطر جدی به حساب آورد !
از رقیب خوب نباید ترسید ، باید قوی تر شد . و به قول معروف ، چیزی که تو را نکشد ، قوی تر می کند !